السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 45

شرح دعاى سحر ( فارسى )

مقامى ، و اين همان مقام هيمان است كه بنا به بعضى از احتمالات در آيهء شريفهء : « ن ، َو الُقَلَمِ َو ما يَسُطُرُونَ 68 : 1 » به آن اشاره شده است [ 1 ] . دعاى سالك تابع مشاهدات اوست پس چون سالك به حضرت الهى رسيد و با چشم بصيرت ( و ديدهء باطن ) حضرت واحديت را مشاهده كرد و پروردگار متعالش با تجليات اسمايى و صفاتى از براي أو تجلى كرد و متوجه گرديد كه پاره‌اى از أسماء محيط است و پاره‌اى از آنها محاط ، و بعضى از آنها فاضل است و بعضى افضل ، آنگاه است كه با زبانى مناسب با نشأه‌اش از پروردگار خود سؤال مىكند و با دعايى كه لايق آن حضرت است دعا مىكند به خوبترين صفات و زيباترينش و شريف ترين آيات و كامل ترينش . پس اين دعا از لسان حالش به زبان قالش و از باطنش به گفتارش سرايت مىكند و مى گويد : « اسُئَلُكَ مِنُ بَهائِكَ بَابُهاهُ » و همچنين در ديگر فقرات دعا . و سؤال در حضرت « الهى » طورى است كه با سؤال در حضرت « غيب مقّيد » فرق دارد ، و آن هم با سؤال در « شهادت » فرق دارد و خواسته‌ها نيز به مناسبت نشأه‌ها با همديگر تفاوت دارد ، چنان كه در

--> [ 1 ] فان « ن » إشارة إلى الملائكة المهيمنة الذين استغرقوا في ذاته تعالى و يكون لهم بمشاهدة جماله و تجليات ذاته هيمان ، و لهذا كانت صورته الكتبية أقرب إلى الدائرة التامة و كان طرفاه متوجها إلى السماء و كانت كالمتحير حول النقطة المركزية : « به اين توجيه كه : نون اشاره باشد به ملائكهء مهيمنه‌اى كه در ذات خداى تعالى مستغرقند و در اثر مشاهدهء جمال و تجليات ذات در حال هيمان و سرگشتگى مى باشند ، و از اين جهت صورت نوشتن « ن » به دائرهء تمام نزديكتر است و دو طرفش متوجه به بالا كه رمز آسمان است مى باشد و مانند آن است كه گويى در اطراف نقطهء مركزى حيران و سرگردان است » . ( متن عربى از مؤلف رضوان اللّه عليه )